پایان سال اسنپتریپ: وقتی یک دورهمی ساده، بهترین هدیه برای کارمندان بود
هوا گرم بود، نه از جنس گرمای آزاردهنده، بلکه از جنس همان گرمای نوستالژیک آخرِ سال. جمع شده بودیم تا پایان سال را در کنار هم جشن بگیریم. راستش را بخواهید، قرار نبود یک مراسم خشک و رسمی باشد. قرار بود یک دورهمی صمیمی و خودمانی باشد در فضای باز، آن هم برای آدمهایی که تمام سال برای خلق خاطرههای دیگران تلاش کردهاند.
از همان لحظه ورود، چیزی شبیه به پیکنیک مدرن با دکوری برند شده به چشم میخورد. استیج و المانهای بصری، با لوگوی اسنپتریپ، نه یک جایگاه رسمی که یک نقطه کانونی برای شادی بود. صندلیها و میزها آنقدر صمیمی چیده شده بودند که انگار همه سالهاست همکار و رفیق هستند.
هدف برگزاری ایونت شرکت اسنپ تریپ
هدف از برگزاری این رویداد ، که بصورت یک دورهمی صمیمی و خودمانی برگزار شد ، ایجاد حس خوب و انگیزه مضاعف و همچنین ارتباط هرچه بهتر و صمیمی تر برای کارکنان این شرکت بود.
یک عصر پر از خنده و همبازی شدن
اما جادوی اصلی وقتی شروع شد که بازی به میدان آمد. فضای باز این اجازه را میداد تا آدمها دوباره بچه شوند. والیبال کنار هاکی روی میز، شوتبال تا عرق بریزند و طنابکشی تا یادشان بیاورد که «تنهایی» هیچ معنیای در این تیم ندارد. صدای هورا و خنده چنان فضا را پر کرده بود که هر لحظه حس میکردی این فقط یک مهمانی نیست؛ یک جلسهی «ترمیم انرژی»ِ پایان سال است.
آدمها و پذیرایی که حرفشان را بلد بود
در کنار این هیجان، تیمی از پذیرایی و مهمانداران حواسشان به همه چیز بود. نه مهماندارهای خشک و رسمی، بلکه آدمهایی که لبخندشان یادآور همان خوشآمدگویی سفرهای خوب است. از قهوه و کاپوچینوی تازهدم گرفته تا کوکتلهای خنک و فینگر فودهای رنگی کنار میوهها و شیرینیها — همه چیز بهقدری حرفهای اما صمیمی سرو شد که انگار مهمانی «مال خودمان» است.
پایان یک سال، شروع دوباره با انرژی
اما عمیقتر از همه اینها، یک چیز دیگر هم بود: حس دیده شدن. اسنپتریپ اینبار به جای فروش بلیت یا رزرو هتل، «حال کارمندانش» را رزرو کرده بود. میخواست به آنها بگوید: «بعد از یک سال تلاش، هنوز مهمترین سرمایهی ما شمایید».
تمام آن بازیهای گروهی، مدیریت بینقص اجرایی از شروع تا پایان، چیدمان رنگی و شاد، و حتی کوچکترین جزئیات پذیرایی، یک هدف داشت: «خلق یک حس خوبِ دستهجمعی» برای قشنگترین بدرقهی سال.
وقتی آفتاب داشت پایین میرفت، هیچکس خسته نبود. همه از آن خستگی شیرینی داشتند که میگویند: «امروز واقعاً لذت بردیم».
اسنپتریپ در این ایونت پایان سال، به کارمندانش ثابت کرد که بزرگترین سرمایهاش نه نرمافزارش، نه هتلهای قراردادیاش، بلکه همان آدمهایی هستند که در یک عصر باز، کنار هم طناب کشیدند و برای هم قهوه گرفتند.